به پرو انه گفتم عشق چیست ؟ گفت از من زیبا تر است
به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت از من سوزان تر است
به عشق گفتم آخر تو چیستی ؟ گفت نگاهی بیش نیستم
برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی
کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت
اینگونه در التهاب فردا نگذاشت
سوگند نمیخورم ولی باور کن
کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت
[ سه شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۴ ] [ 23:9 ] [ Sahar ] [ ]
برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی
برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی
برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی

برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی

برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی

برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی

برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی
سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسم سه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا خودت قیامتت را
[ سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۵ ] [ 20:40 ] [ Sahar ] [ ]
برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی
کاش میشد در عبور چشم ما زندگی معکوس انچه هست بود
کاش میشد لحظه ی تعویض عشق اندکی اندیشه واحساس داشت
کاش میشد همدلی را قاب کرد ساکنان شهر غم را خواب کرد
کاش میشد نور چشمان تورا جانشین ثابت مهتاب کرد
برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی
گاهی زندگی به دور از مردم لذت بخش تر است
گاهی نشنیدن صدای اواز بلبل صدای شرشر چشمه و رود خونه بهتره است
گاهی فقط میخواهی خود باشی و باز خودتت باشی
بدانید که این گاهی ها نیاز است برای انسان تنها
برچسب:
نویسنده: یوسف مهدوی